X
تبلیغات
رایتل

روزهای زندگی
زندگیم را دوست دارم 
قالب وبلاگ

گفت دیدی چگونه آزردم
دل زود آشنای ساده ی تو؟!
گفت دیدی که عاقبت کشتم
روح آزاد و اوفتاده ی تو؟!


گفت دیدی چگونه بشکستم
اعتبار ترا ز خود خواهی ؟!
گفت دیدی که سوختم آخر
خرمن دوستی؛ ز گمراهی؟!


گفت دیدی که دوستانه ترا
با چه نیرنگ؛ راندم از یاران؟!
گفت دیدی که پاک فرسودم
تن غم پرورت؛ چو بیماران؟!


گفت دیدی که از تو ببریدم
عشق دیرین نازنین ترا؟!
گفت دیدی به اشک و خون شستم
رنگ و بوی گل جبین ترا ؟!


گفت دیدی که جمله نیکی تو
با دو رنگی؛ ز یاد خود بردم؟!
گفت دیدی که بعد از آنهمه صدق
کز تو دیدم؛ روانت آزردم؟!


گفت دیدی که از سرت بیرون
کردم اندیشه ی وفاداری؟!
گفت دیدی که در تو شد خاموش
آتش مهربانی و یاری ؟!


گفت دیدی که در زمانه ما
معنی دوستی دگرگون است؟!
گفت دیدی که هر که این سودا
در سرش بود و هست؛ مغبون است؟!



گفت دیدی که از حسادت و بغض
دوستی را ندیده بگرفتم ؟!
گفت دیدی که آنچه مدحم را
گفته ای... نا شنیده بگرفتم ؟!


گفتم آری؛ یکایک اینها را
دیدم و اعتنا نکردم من
گله ی دوستانه ای هم؛ هیچ
از تو ای بی صفا؛ نکردم من


صبر کن تا که عکس کرده خویش
اندر آئینه ی زمان بینی
من نباشم اگر ؛ خدائی هست
هر چه دیدم یکان یکان بینی!!



معینی کرمانشاهی

[ دوشنبه 13 آذر‌ماه سال 1391 ] [ 21:14 ] [ سرباز ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 68897