تلویزیون...
ماهواره...
رادیو....
ضبط ماشین...
تلفن...
موبایل...
اس ام اس...
ایمیل...
وایبر...
فیس بوک...
لاین...
واتز آپ...
تلگرام...
یاهو مسنجر...
جی تاک...
بی تاک...
مای چت...
وی چت...
تانگو...
ما آدمها برای پر کردن تنهایمون، چقدر چیزهای توهم زا اختراع کردیم. نرم افزارها و وسایلی که -به قول یکی از دوستان- فقط توهم نزدیکی و صمیمیت برای آدم به همراه دارن و روز به روز، آدمها رو از اجتماعی بودن و رابطه های واقعی داشتن با دوستانشون، دور میکنن. ساعتها کنار هم میشینیم، بدون اینکه نگاهی توی چشمای هم بکنیم. هر روز با کلی آدم چت میکنیم و نوشته هاشونو لایک میکنیم، بدون اینکه حتی بشناسیمشون. بدون اینکه برامون مهم باشن یا براشون مهم باشیم. زندگیهامون خلاصه شده توی صفحه موبایل، تبلت، مانیتور و تلویزیون.
شبکه های اجتماعی؛ تنها چیزی که یادمون نمیدن، اجتماعی بودنه. دنیایی که ما نوکر و برده تکنولوژیهامون هستیم. از پشت همه این نرم افزارها، کاملن آدمهای مقبول و دوست داشتنی ای به نظر میایم. ولی توی دنیای واقعی نمیتونیم با یه دوست ارتباط بر قرار کنیم یا نمیخوایم. اگه توی گروهها فعالتر باشیم حس بهتری بهمون دست میده و اگه فعال نباشیم، مورد انتقاد همه قرار میگیریم. همینجوری از این گروه به اون گروه فوروارد میکنیم و ساعتها وقت گرانبهای خودمونو میزاریم پای اینترنت سر چیزهای بی ارزش و معمولی و روزمره. داریم به روزمرگی تکنولوژیکی و لودگی و مسخره بازیهای مجازی عادت میکنیم. به بی حاصلی. به تلف کردن وقتهامون.
وقتی بین مردم هستیم بیشتر احساس تنهایی میکنیم تا وقتی سرمون توی این نرم افزارهای لعنتیه. ما داریم منزوی میشیم. دیگه وقتی به چشمای همدیگه نگاه میکنیم، مجذوب نمیشیم. یه زندگی رباتی...یادمون رفته چجوری خودمون و عزیزانمون رو بدون این نرم افزار ها و وسایل و بازیها سر گرم کنیم. تلفن هامون هر روز هوشمند تر میشن و خودمون احمق تر. با ارزشترین چیز زندگیمون که همون وقتمون باشه، داره روز به روز از دستمون بیشتر میره و ما روز به روز غافل تر میشیم.
یه عالمه خوشحالی و لذت توی دنیای واقعی منتظر ما هستن و ما با خیره شدن به این دستگاههای لعنتی همه شونو از دست میدیم. معتاد شدیم به این نوع زندگی. به جای اینکه به مردم عشق بدیم، لایک میدیم!
به شنیده شدن و مورد تعریف قرار گرفتن دوستای مجازیمون عادت کردیم و نمیتونیم بیخیالش بشیم. شاید دنبال جبران کمبودهای زندگیمون میگردیم.
ما واقعن زندگی نمیکنیم، اسیری میکشیم. برده داری در دنیای مدرن...
متاسفانه بعضی وقتها این دنیای مجازی انقدر ما رو درگیر خودش میکنه که یادمون میره که زندگی چی بوده، دوس دارم یه موقعی بشه که جرات کنم یه روز موبایلم و با خودم نبرم و ....
من حتمن به زودی، هفته ای چند روز موبایلمو میذارم خونه...
من کمش رو دوست دارم...
کمش خوبه....
شاید منم یک روز تمام این نرم افزارارو پاک کنم.
و تو واقعیت قشنگ خودم زندگی کنم...
احساس اعتیاد کمی دارم بهشون...
و از این بابت فک نکنم بتونم تو چنین کلبه ای زندگی کنم.
شاید هم یه روزی فکر کنم بتونم.
آخه مشکل اینجاس که در حد کم نگه داشتنش سختتره از استفاده نکردنش.
تو خونه ی ما هر کی با یه چیزی سرگرمه من لپ تاپ و خواهرم تبلت و مادرم گوشی و پدرم تلویزیون.تو بیست و چهارساعت شاید پنج دقیقه هم با هم حرف نمیزنیم.کلا نه حرفی با هم داریم و نه چیزی.تکنولوژی شاید غذای جسم باشه و خیلی از کارا رو راحت تر کنه ولی مطلقا غذای روح نیست و هیچ جوره تنهایی های ما رو پر نمیکنه فقط وقتمون رو میگذرونه
اره. فقط وقت گذرونیه....
مرفهین بی درد این چیزارو دارن
من تمام اینا رو به دوستان نامرد واقعی ترجیح میدهم.63
ولی اون تجربه واقعی تره...
واقعیتی ست دردنااااک از تنهایی های تحمیل شده ...
واقعن همینطوره
کلیپ جالبی بوده
چون منم خیلی خوشم اومد
و به نظرم واقعا درست میگی
افسوس....
شما دیدیش؟
کم اصلا زندگی نمیکنم که
سلام
وبلاگتون رو از چندتا کوچه پس کوچه پیدا کردم
این مطلبتون بیییییییییییییییییییییی نظیر بود، بی نظیر........
ممنونم. نظر لطفتونه...
واقعیت تلخیه ولی همینطوره از بس که بعضی ها به این سر گرمی ها وابسته شدن ؛ گاهی وقتها از صبح تا شب تو یه خونه ودر کنار هم شاید ده دقیقه هم همدیگر رو نبینیم ؛ و دو جمله هم با هم صحبت نکنیم . من که خیلی برام پیش آمده اینجور شرایط رو حس کردم و خیلی دلم گرفت و بهش فکر کردم و ناراحت شدم .
ممنونم که سر زدی....
من تا حدود دو سال پیش هر وقتی گیر میاوردم پایی سیستم و وبلاگو مسنجرو اینا حتی غذامم کنار کامپیوتر میخوردم ...
گذشت تا یه گوشی که همه این نرم افزارا رو میشد توش نصب کردو چت و لایک بازی راه انداخت خریدم مدتی ام سرم با اون گرم بود خب معلومه مثل قبل با دوستام نبودم انقدری وقت نداشتم واسه گلدونای توی خونه که قبلا مدتها پیششون مینشستمو پکشون میکردمو حتی باهاشون حرف میزدم ...
میدونی چیه سرباز طی چند ماه گلام پلاسیده شدن و زرد و بی روح و من خودم متوجه شدم کجای کارم میلنگه
ولی الان دوباره شروع کردم بهشون میرسم و حتی خیلی وقتا گوشیمو باخودم نمیبرم بیرون مگر اینکه راه طولانی بخوام برم !
وحتی به خاطر شکایت خونوادم بیشتر وقتا نت گوشیم خاموش یا توی یه گوشی بدون این نرم افزاراست !
این پستت عالی بود
چقدر کارای خوب کردی.....خیلی خوبه...
با افتخار فریاد میزنم قدرتش را دارم که مهار کنم این دنیای مجازی را...
هیچکدوم از این برمامه های چت رو گوشیم یا کامپوترم نصب نیست شکر خدا تبلت ندارم چون به نظرم به کارم نمیاد اما متاسفانه میبینم نقل محافل دنیای واقعی همین برنامه ها و نرم افزارها هستند واگه کسی بگه مثلا وی چت چیه؟با یه نگاه خشن بهت میفهمونن که تو از دنیای مجازی عقبی...
اما اگه نداشتن این برنامه ها امل بودنه من با افتخار داد میزنم املم...
البته من یه مدن نیم باز نصب کردم یک ماه بهش بد عادت داشتم اما مثل اب خوردن دور انداختمش از زندگیم...
این که خیلی خوبه...که خودتو از اسیری بیرون کشیدی....