بیشتر ما آدما اینجوری هستیم که ترجیح میدیم دردایی رو که بهشون عادت داریم تحمل کنیم. ترس اینکه مبادا دردی بیاد سراغمون که حتی مزه اش رو هم نمیدونیم، دردی که برامون کاملن غریبه و نا آشناست؛ باعث میشه به تحمل دردی که داریم میکشیم راضی باشیم و چه بسا خوشحال باشیم از اینکه دردی که داریم میکشیم رو حداقل میشناسیم و برامون آشناست.
اما از کجا معلوم که درد جدید و ناآشنا، بدتر از درد قدیمی و آشنا باشه؟ و اصلن از کجا معلوم که درد باشه؟
بعضی دردا توی زندگی آدم هست که هر چقدر هم سخت و بزرگ باشه، تحملشون لذت بخشترین کار دنیاست و آدم ترجیح میده تا قیام قیامت اون دردها رو تحمل کنه. این دردا از حرفایی که گفتم، مستثنی هستن.

سلام
یه سری از درداهست که وقتی عمیق شی توی زندگیت میفهمی هیچ کس عین تو ندارتش و حس میکنی شاید فقط تو بودی که تونستی با اید درد کنار بیای و تحمل کنی...
متن جالبی بود فقط عسکو متوجه نشدم!
فقط انقدر فهمیدم که یکی از آقایو سیستمشو پرت کرده بیرون
واقعن همینطوره که میگی...
خب، اون آقاهه تصمیم گرفت موقعیت جدیدو امتحان کنه. موقعیتی که نه تنها دردش بیشتر نیست، بلکه منفعتش هم بیشتره
آی آی آی...
ینی من اگه این کاری که این یارو کرده رو می کردم الان موفق ترین و خوشبخت ترین موجود روی زمین بودم :))))
آره واقعن خیلی حال میکنه این یارو!!!
کاش من شجاعت اون آقا رو داشتم .
چی میشد؟؟؟؟؟
واقعن...همه ماها به همچین شجاعتی نیاز داریم
منم تقریبا همینجوریم ریسک پإیریم کمه. ترجیح میدم به اون دردی که عادت کردم کنار بیام
ممنونم از کامنتت
عکسی که انتخاب کردی خیلی برام جالب و نکته دار بود
خوشحالم خوشت اومد