زندگیم پر است از نیمه ها، نصفه ها، ناقص ها، کارهای نیمه کاره، لذت های نصفه و نیمه، کارهای ناقص، خوشیهای ناتمام و نصفه و نیمه.
این نیمه ها و نصفه ها، بیشترِ ذهنم را پر کرده. مجال نفس کشیدن، گاهی حتی به من نمیدهند این نیمه ها و نصفه های قدرتمند. چندین بار چندین لیست نوشته ام از نیمه کاره ها و نصفه ها. از چیزهایی که در زندگیم نصفه و نیمه و ناقص هستند و من میخواهم تمام و کمال باشند. ولی تکمیل و انجام همین لیستها هم، خود به لیست نیمه ها و نصفه ها پیوسته اند.

رژه میروند روی اعصابم هر روز این نصفه نیمه ها. آرامش زندگیم را تحت الشعاع قرار داده اند.
شما هم از این نصفه نیمه ها در زندگیتان دارید؟
منتظر نظرات و کمکهایتان هستم. شاید علاجی بر درد من هم باشند پیشنهادهایتان...


اول از همه خوشحالم که اول شدم مهربان.
دوم در رابطه با متنتون
همه نیمه کاره ها دارن
نیازی به نوشتن لیست نیست
دلیل اینکه بعضی ها نیمه کاره زیاد دارن اینه که می خوان همه ی نیمه کاره ها رو یه جا به دست بیارن و این خوب نی و ممکنه نیمه کاره های دیگه هم حتی بهش اضافه شه.
من همیشه سعی می کنه کارهای نیمه تمامم رو اولویت بندی کنم و دونه به دونه انجامش بدم و نتیجه هم گرفتم...
و همیشه وقتی غصه خوردم هم به جایی نرسیدم
ایشالله نیمه کاره هاتون تموم بشن مهربون
ممنون از نظرت...
سعیم رو میکنم...
چقدرسخت میکنی دوروزه دنیارو!!!خواول اونایی رو که مهم نیستن مشخص کن وازذهنت پاک کن لازم نیست تموم کنیشون.بعدبقیه رو اولویت بندی کن وآروم آروم انجام بده اصلا هم به خودت فشار نیار اصلن بذار یه سال که هیچ یه عمر انجامش طول بکشه زندگی یعنی همین دیگه!!!!
[:S024
آخه مشکل اینه که خیلیاش رو نمیشه از ذهن دور انداخت آخه...
کاش من هم همینقدر ساده میتونستم بگیرم...
آی گفتی؛آی گفتی؛حرف دلم رو زدی واقعا از این نصف و نیمه ها!!!!!چکار باید کرد؟؟؟؟؟اگه راه مناسبی پیدا کردی من رو هم خبر کن......منتظرم.

امیدوارم هر چه زودتر این مشکل بزرگ حل شه و آرامش به زندگیت برگرده؛واقعا بد دردیه
آره . بد دردیه...
من هم دقیقا مثل تو هستم کلافه ام از این همه کارهای عقب مانده و کارهایی که آرزو میکنم ای کاش چند سال پیش به انجام
رسونده بودمشون ولی خب تابستون امسال یه برنامه ریزی حسابی
کردم که این تابستان واقعا برام پربارباشه اول که توکل کردم به خدا بعد کارامو اولویت بندی کردم از مهمترینش شروع کردم
شدیدا پیگیری کردم و واقعا از انجامش دارم لذت میبرم
امیدوارم توام زودتر با برنامه ریزی دقیق وتوکل برخدا همه کارهای نیمه تمامت رو انحام بدی
منم امیدوارم.
ممنون از کامنتت
فکر میکنم همه اینطوری باشن
خیلی سخت نگیر فقط همت کن برای سرو سامون دادن به این اوضاع
ممنونم عزیزم. سعیمو میکنم. ولی خیلی رو مخمه...
ای بابا... همه از این نصفه و نیمه ها دارن!
بعضی از این نصفه ها عینه یه گره کور می مونن هرچی بیشتر تلاش کنی بازش کنی محکم تر میشه...
من سعی میکنم خیلی خودمو درگیرشون نکنم. هرچند که...
بعدم شما که مثل ما نیستی!
اره همه دارن از این نصف و نیمه ها. وولی چرا مال من انقدر رو اعصابمه؟
به نظر من یکی از عواملی که باعث میشه که این نصفه و نیمه ها به وجود بیاد اینه که ما عادت کردیم همش از این شاخه به اون شاخه بپریم.هنوز این کار رو تموم نکرده خسته میشیم و میریم سراغ تجربه ی یه کار جدید.زمانی میتونیم از این نصفه و نیمه ها نداشته باشیم که از این شاخه به اون شاخه نپریم و رو یه کار متمرکز شیم و وقتی تمومش کردیم بریم سراغ کار دیگه.البته کار سختیه.به خصوص برای من.ولی امیدوارم تو از پسش بربیای.
آره. راست میگی.
ولی مشکل من اینه که چرا هی از این کار به اون کار میپرم؟
سلام
بنظز من 50 درصدم بفکر مشکلات اطرافیانت باش
مال خودتم حل میشه
چشم قربان...
خیلی سخت نگیـر ... این نصف ِ نیمه هـآ اونقدرـآم بزرگ نیستن !
ذهـن ِ تـوئه ک ِ بزرگشون میکنه !
+ بنظرم بهترهـ ب ِ ایــن فک کنی ک ِ اگه این کـآرا نـآتموم بمونه چه تاثیـری روی ـآیندت و یـآ زندگی ِ حـآلت میذـآرهـ !و ارزش هـآی تموم کردن اون کـآرو برـآ خودت لیست کنی اهمیت هـآش رو مرور کنی اونوقت اگه اون کـآر وـاقعـا تموم کردنش سودمند و بااهمیت باشه خودبه خود با یکم عنصر ِ خوـاستن تمومشون میکنی !
موفق بـآشی!
ممنون از پیشنهاد خوبت...
شاید این که بدونی یکی مثله خودته بهتریم کمک بهت باشه !
داداش منم مثله توام
آره...واقعن همینکه حس کنی تنها نیستی حس خوبی بهت دست میده
شاید این که بدونی یکی مثله خودته بهترین کمک بهت باشه !
داداش منم مثله توام
باز هم ممنون
نظرمو شوخی گرفتی
اما من تجربه کردم
وقتی بفکر کمک به اطرافیام هستم مشکلات خودم برام کوچیک میشه.
و مهمتر اینکه یه روحیه کار راه اندازی پیدا میکنم ، چه واسه خودم چه واسه دیگران
نه رفیق شوخی نگرفتم. اتفاقا کلی هم فکر کردم به کامنتت. درست میگی.
ممنونم...
سلام ببخشید دیر شد.
به نظر من زندگی هیچ وقت خالی از نصفه و نیمه هانیست.!!
این کارای نصفه و نیمه مثل یه محرک آدمو به جلو میرونن تا برای تکمیلش همت کرد تلاش کرد...
درسته که روی ما فشار میاره و آرامشو میگیره ولی یه جورایی خوبه چون زندگی از رفتن توی مرداب درمیاد.
من و مادرم وقتی قالیچه امون میرسه به وسطش و کند پیش میره یه جورایی اعصابمون خورده و کمتر بیرون میریم بیشتر وقتمونو میذاریم روش تا تموم بشه .(گفتم این مثالو براتون بزنم)
درست میگی. یه انگیزه هم ممکنه حساب بشه برای زندگی. ولی به شرطی که آدم بتونه باهاشون کنار بیاد
عاره اینقدر کار نیمه دارم ک نگو و نپرس
یکیش خفه کردن عباس کچله والابوخودا
خو میرم خرید بهش میگم چک بده میگه پول ندارم باید کشتش مگه نه
بیچاره این مردا. هیچ وقت نمیتونن شما زنها رو راضی کنن.
کلی لباس نیمه کاره دارم باید تمومش کنم تا از مد نیوقتاده اما فقلا بیخیالشم
ببین چقدر چیزهای مهم نیمه کاره دارم
خیلی ب دردت خورد این کامنت های من
لباس نیمه کاره؟ شما خیاطی؟
چرا بیچاره مردها .... کلی عصبانی شدید
مگه شما مردها از زنها بیکاری میکشید کسی بهتون چیری میگه
عاره مگه توی کامنت هام ندیدی ک میگم دارم میرم کلاس خیاطب
مردای بیچاره...
بیگاری چیه...شما ها فقط مونده یه دستبند به مردا بزنید...
:)
سفارش حیاطی هم قبول میکنید پس؟ پارتی بازی...
شروع کردی وـآسه تموم کردن ِ کارای ناتمومت ؟؟
یه قسمتی رو آره....
شراط نا متعادل آدمو می کشه نیمه های ناقص از شرایط نا متعادل زندگی هستن سعی کن بهشون فک نکنی اگه نمی تونی تمومش کنی
دیگه از این نصفه نیمه های زندگیم خسته شدم...
من که اگه کار یا برنامه نصفه نیمه داشته باشم شبا خوابم نمیبره.
حالا میفهمم دلیل شب زنده داریهایم را...
اگه اینجوری باشم، هیچ وقت نباید بخوابم پس...