پیرمرد قصهگو (اسپیریدیون آکوستا کاشه):
و انسان تنها نشسته بود، غرقه در اندوه. حیوانات نزدیکش نشستند و گفتند:
"ما دوست نداریم تو را اینگونه غمگین ببینیم. هرچیز که آرزو داری از ما
بخواه." انسان گفت: "میخواهم تیزبین باشم." کرکس جواب داد: "بینایی من مال
تو." انسان گفت: "میخواهم قویدست باشم." پلنگ گفت: "مانند من قدرتمند
خواهی شد." انسان گفت: "میخواهم اسرار زمین را بدانم." مار گفت: "نشانت
خواهم داد." و سپس تمام حیوانات هرچه داشتند به او دادند. وقتی انسان همه
چیز را گرفت و رفت، جغد به بقیه گفت: "انسان خیلی چیزها میداند و قادر است
کارهای زیادی انجام دهد. من میترسم!" گوزن گفت: "ولی انسان هرچه آرزو
داشت دارد، دیگر جای اندوه و ترس نیست." اما جغد جواب داد: "نه. حفرهای
درون انسان دیدم. آنقدر عمیق که کسی را یارای پر کردن آن نیست. این همان
چیزی است که او را غمگین میکند و مجبورش میکند بخواهد. او آنقدر به
خواستن ادامه میدهد تا روزی کائنات میگوید: من تمام شدهام و دیگر چیزی
ندارم تقدیم کنم!"
آره... ولی چه خوب میشد میتونستیم کنار تلاش واسه رسیدن به چیزهایی بهتر و بیشتر. به چیزایی که داریم قانع باشیم و ازشون لذت ببریم... نه اینکه غمگینمون کنه...
این خیلی خوبه که آدما قانع نیستن وهی بیشترین وبهتریناروطلب میکنن.ولی کاش یادم بگیرن که چه چیزایی ارزش طالب بودنو داره اصلا تکامل ورشدآدم تو همین قانع نبودنشه خیلی متن خوشگلی بود..منو توفکر فروبرد...
ممنونم عزیزم از نظرت. آره. این که تشخیص بدی آیا اون چیز ارزشش رو داره یا نه، حتی مهمتر از به دست آوردن چیزیه
سلام متن جالبی بود چرا آدمیزاد سیری ناپذیری اصلاً سیر نمی شه از داشته هاش تازه گشنه تر هم می شه ................. من شمارو به نام سرباز لینک کردم دوست خوبم شاد باشی همیشه
ممنونم از نظرتون. من هم شما رو لینک میکنم با اسم دلنوشته...
یکی از دلایلی هم که اون دنیا وجود داره به خاطر همین موضوعه.چون انسان میل به کمالات داره و این میلم توش بینهایته و هیچ وقتم خواسته هاش تموم نمیشه ولی به این میل تو دنیا پاسخ داده نشده و همینه که اون دنیا به وجود اومده تا انسان اون دنیا بی نهایت رو تجربه کنه.به علاوه به نظر من قانع نبودن خیلی خصلت خوبیه اکثر آدمایی که به جایی رسیدن قانع نبودن.قناعت مانع پیشرفت میشه.
بعضیا میگن دقیقا به خاطر اینکه آدمها این حس قانع ناپذیری رو دارن، اون دنیا رو به وجود آوردن تا امیدی داشته باشن به آینده شون. البته من قبول ندارما. من اعتقاد دارم جهان آخرتی هست واقعا... آره قبول دارم حرفتو. قانع نشدن یه خصلت خوبه. ولی درد سر ساز هم هست...
سروش زندگی
سهشنبه 24 اردیبهشتماه سال 1392 ساعت 02:26
چشم تنگ مرد دنیا دوست را یا قناعت پر کند یا خاک گور
اول
اره
ادما هیچ وقت قانع نمیشن
اما نمیدونم این خوبه یا بد
سرعت عملت ستودنیه عزیزم.
من هم نمیدونم خوبه یا بد. ولی گاهی وقتا خیلی آدم رو اذیت میکنه...
آره...
ولی چه خوب میشد میتونستیم کنار تلاش واسه رسیدن به چیزهایی بهتر و بیشتر. به چیزایی که داریم قانع باشیم و ازشون لذت ببریم... نه اینکه غمگینمون کنه...
آره...اگه آدم آدم بود که همه چی درست میشد
چقدر قشنگ بود..
واقعا هم همینطوره
فیلمای قشنگیم میبینیا
آره. قشنگه واقعا....
ممنونم
این خیلی خوبه که آدما قانع نیستن وهی بیشترین وبهتریناروطلب میکنن.ولی کاش یادم بگیرن که چه چیزایی ارزش طالب بودنو داره اصلا تکامل ورشدآدم تو همین قانع نبودنشه
خیلی متن خوشگلی بود..منو توفکر فروبرد...
ممنونم عزیزم از نظرت.
آره. این که تشخیص بدی آیا اون چیز ارزشش رو داره یا نه، حتی مهمتر از به دست آوردن چیزیه
سلام

متن جالبی بود
چرا آدمیزاد سیری ناپذیری
اصلاً سیر نمی شه از داشته هاش
تازه گشنه تر هم می شه
.................
من شمارو به نام سرباز لینک کردم دوست خوبم
شاد باشی همیشه
ممنونم از نظرتون.
من هم شما رو لینک میکنم با اسم دلنوشته...
جالب بود...
منم آپم.خواستی بیا.
لطف داری...
حتما...
آدما وقتی قانع میشن که چشم طمعشون با خاک کور پرشده باشه اونم جون مردن نمی تونن چیز دیگه ای بخوان گاهی از اینکه آدممو انسان نیستم متاسف میشم
]چقدر حسرت بر انگیزه واقعا... اون موقع دیگه به درد آدم نمیخوره...
یکی از دلایلی هم که اون دنیا وجود داره به خاطر همین موضوعه.چون انسان میل به کمالات داره و این میلم توش بینهایته و هیچ وقتم خواسته هاش تموم نمیشه ولی به این میل تو دنیا پاسخ داده نشده و همینه که اون دنیا به وجود اومده تا انسان اون دنیا بی نهایت رو تجربه کنه.به علاوه به نظر من قانع نبودن خیلی خصلت خوبیه اکثر آدمایی که به جایی رسیدن قانع نبودن.قناعت مانع پیشرفت میشه.
بعضیا میگن دقیقا به خاطر اینکه آدمها این حس قانع ناپذیری رو دارن، اون دنیا رو به وجود آوردن تا امیدی داشته باشن به آینده شون. البته من قبول ندارما. من اعتقاد دارم جهان آخرتی هست واقعا...
آره قبول دارم حرفتو. قانع نشدن یه خصلت خوبه. ولی درد سر ساز هم هست...
چشم تنگ مرد دنیا دوست را یا قناعت پر کند یا خاک گور
یعنی من اینقدر دیر بهت سر زدم وای خدا مرگم نده
بی معرفت شدی دیگه...
!!
عجب داستانی!
خوب اینطوری نگو بازم من پای هر نوشته ات یه امضا دارم هااااا
آره..تو همیشه لطف داشتی به من...