آدما تحت یه شرایط و ملاحظاتی، کلی فکر میکنن، دلیل و منطق میارن، دو دو تا چهارتا میکنن و یه تصمیمایی میگیرن و طبق اون تصمیما عمل میکنن. بعدها که به اون تصمیما فکر میکنن، شاید اون همه دلیل و منطقی که پشت اون تصمیمشون بوده و اون شرایطی رو که موقع تصمیم گیری داشتن یادشون نیاد و فکر کنن اون موقع واسه چی اون تصمیم رو گرفته بودن. بعدش چون چیزی یادشون نمیاد نمیتونن خودشون رو دقیقا توی اون شرایط تصمیم گیری قرار بدن و اینجوری میشه که به خاطر تصمیمی که مدتها پیش گرفتن عذاب وجدان میگیرن. ولی این اصلن درست نیست. چون یه عالمه دلیلی و منطق و دود دو تا چهار تا پشت اون تصمیم بوده و یه شرایط ویژه ای در لحظات تصمیم گیری بوده که پازل تصمیم گیری رو تکمیل میکرده ولی الآن دیگه هیچ کدومش نیست. پس نمیشه لحظات تصمیم رو بعدن دوباره شبیه سازی کرد. به احتمال قریب به یقین، توی اون لحظات بهترین تصمیم رو گرفته و الآن هم اگه شکی درباره تصمیمش اومد سراغش، باید این نکته رو در نظر بگیره که در لحظه تصمیم، سعیش این بوده که بهترین تصمیم رو بگیره و حتمن همین کار رو کرده.
بیشتر وقتا نباید خودمون رو به خاطر تصمیمایی که در گذشته گرفتیم، سرزنش کنیم. چون بهترین تصمیم همون بوده.

دوست من مطلبت رو از اعماق وجود نوشتی ... قبول دارم .
جایی خونده بودم : این مهم است که به دلیل تصمیمی اشتباه مسیر را تا به الآن اشتباه آمده اید . اما مهمتر این است که حال دوباره تصمیم اشتباه نگیرید و مسیر جلوی پایتان را اشتباه نروید
معمولا عذاب وجدان نمیکیرم اکه راهو اشتباه رفته باشم میکم خب تجربه لازم بود...
منم خوبم شکر
دادا صبور باش این نیز بکذرد...
آره. تجربه هم میشه....
ممنون که سر میزنی
خیلی خوبه که تصمصیم ادم جوری باشه که بعدش پیمونی نباشه اما حتی اگه اون تصمیم بهترین نباشه مربوط به گذشتست.پشیمونی فایده ای نداره
خیلی خوبه که ادم بتونه اینو درک کنه و غصه الکی نخوره
ممنونم....
سلام
حرف قشنگی بود. تصمیم هایی که گرفته می شن، در بافت اون زمان و مکان معنی پیدا می کنن
سرزنش کردن دردی رو دوا نمیکنه
البته به همین سادگی ها هم نیست. شخصیت های افراد با هم متفاوته. افراد آرمان گرا و سخت گیر معمولا خودشون رو نمی بخشن و دائم سرکوفت می زنن!
اگر تصمیم و عمل شتابزده ای هم بوده، حالا که دیگه کار از کار گذشته. باید زمان حال و آینده رو ساخت!
امان از کمال گرایی....امااااااااااااااان
نخور غم گذشته گذشته ها گذشته
هرگز به غصه خوردن گذشته بر نگشته
ولی خودم خیلی بخاطر تصمیماتی که گرفتم وبا عجله بوده پشیمون شبمو غصه خوردم.
پس باید این شعر رو کلی برای خودت بخونی
میدونی این تصمیمی که گفتی میتونه از عوامل مختلفی متولد بشه.مثلا بعضی از تصمیما زاده ی منطق ان و خیلی هاشون زاده احساسن و پنجاه درصدشونم از رو غرور و خود خواهی گرفته میشن.اصل اول اصل خوبیه ولی دو تا اصل دوم خوب نیستن.رابطه ی گرفتن تصمیم و پشیمونی مثل واکنش شیمی می مونه.ما به جای اینکه از تصمیمامون گاز نجیبی بسازیم که با هر عنصری ترکیب نشه یا اگه ترکیب میشه به راحتی ترکیب نشه ازشون عنصری ساختیم که با همه چی میتونه ترکیب بشه و یه ترکیب خطرناکش تولید پشیمونی میکنه.کاتالیزگرای این ترکیب غرور و احساسن و تا زمانی که ما تو تصمیمامون از این دو کاتالیزگر استفاده میکنیم تولید پشیمونی خیلی طبیعیه.نمیدونم شاید کاتالیزگر منطق گرون باشه که آدما تو ترکیب تصمیم با زندگی ازش استفاده نمیکنن. ببخشید زیاد حرف زدم
پس میبینی پشیمونی برای بعضی از تصمیما خیلی طبیعیه.
آره همینطوره و من خیلی وقته به این نتیجه رسیدم و واسه همینم هست که 2 سالی هست هیچوقت خودم رو به خاطر کارایی که میکنم سرزنش نمیکنم. فقط ناراحت میشم که چرا نشد که الان از تصمیمم خوشحال باشم
کار خوبی میکنی.
این کار دریچه رسیدن به آرامشه
حتی تصمیمهای انتخاباتی
اسم انتخابات رو نمیشه تصمیم گذاشت...