هر روز که از زندگیم میگذره، روزام کوتاهتر میشن. بچه که بودم، هر یه روزم چند هفته بود. اصلا تمام نمیشد. بزرگتر که شدم یه روزم اندازه چند روز بود. بعدش شد اندازه همون یه روز. یه مدتیه احساس میکنم روزام از 24 ساعت کمترن. هر روز هم دارن کمتر میشن. الآن دیگه خیلی چیزا فقط مثل یه رویای کوتاه میمونه. میترسم روزی برسه که انقدر روزام کوتاه بشن که از زندگیم هیچی باقی نمونده باشه.
نمیدونم چیکار کنم...
اخ گفتی.....
وقتی فیلم این تایمو دیدم تصور کردم وقت میتونه چقدر مهم باشه چقدر کارای اضافه انجام میدیم که اگه قرار بود برای وقتی که صرف میکنیم بهایی پرداخت کنیم عمرا اگه سمتشون میرفتیم.و اینکه انقدر درگیر روز مرگی شدیم که برای خودمون برای خواسته ها و علایقمون وقت کم میاریم و کم کم حتی داریم برای روز مرگی هامونم وقت کم میاریم.
آره. همینجوریه متاسفانه...
آخ گفتی!!
منم دقیقا همین حس رو دارم...
روزها به طرز مضحکی میاد و میره. اصلا موندم چکار کنم؟!
اااا؟ پس شما هم؟
حالا مثلا قبلا ها که روزامون کش دار بود چه تاجی تونستیم به سرمون بزنیم که حالا اونو از دست دادیم؟؟فقط زندگی کن وخوش باش که "همه زندگی "کسی یاکسایی هستی وبراشون مهمی.بهرحال داره میگذره باهر حسی که داشته باشی. پس بهترینها رو برا خودت تصورکن.فقط کافیه تظاهرکنی بعدخودتم باورش میکنی
از تظاهر بدم میاد. تظاهر حل کردن مشکل نیست. بی توجهی به مشکله...
زندگی مثل آب توی لیوانه ترک خورده میمونه
بخوری تموم میشه
نخوری حروم میشه
از زندگیت لذت ببر چون در هر صورت تموم میشه . . .
اوهوم...موافقم با این حرفت.
the life is like an ice cream, enjoy it before it melts
سلام جانم خوب هستی ؟
می دونی که من می نویسم تا کسی مثل تو پیدا بشه بخونه تو همیشه به من لطف داری و من را با نظرات قشتنگت شرمنده می کنی راستی هر روز قشنگ تر از روز دیگه می نویسی موفق باشی
ممنونم لطف داری
سلام
آره دوست عزیز...یا خیلی درگیر روزمرگی میشیم ک یادمون میره باید چیکار کنیم و یا اونقدر درگیر کار و زندگی میشیم ک باز یادمون میره یه وقتایی باید دست از کار بکشیم...زندگی رو تبدیل میکنیم به عادت ها
مشغله ذهنیمون زیاد شده داداش برا همین 24 ساعتم واسمون کم میاد
آره...همینطوره...
اگه بجای 24ساعت 48ساعت بشه بازم وقت کمه
من بچه بودم برای خودم ساعت با دندون میزاشتم خیلی
خوب بود ای کیف میکردم
آره....منم همینطور...
ساعت چنده سربازکم اشتها
ساعت چنده؟
من دقیقا این حس رو دارم

آره یعنی الان ساعت چند هست مثلا 3:50 دقیقه
راستی برای کدوم شهرید
من هنگامه از شهر تورنتو شما؟؟؟؟
Newyork
مگه روی دستت ساعت با دندون دست نمیکردی حالا بگو ساعت چنده ؟یعنی چه ساعتی هست ؟
ساعت بیست و پنج شب....
شنیده ام نقاش شده ای
کاش برای من هم نقاشی می کشیدی
نم نم باران را
تا بلکه شوره زار ترک خورده ی دلتنگی ام
جانی می گرفت
و یا ای کاش فرشی از جنس آرامش
تا به روی آن به انتظار تو بنشینم
اینها را نوشتم ببینی منم از این نوشته ها بلتم
آورین!!!!
آورین!!!
واسه همه همینطوره چون از خاصیت این عصر اینطوره که زمان رو برای افراد زود عبور میده.
زمان بی برکت!!!!
منم همینطور ولی می دونی چرا چون کسایی که دوستت دارن بخشی از لحظات تو رو مال خودشون می کنن و گذر عمر تورو بیشتر سهم دوستدارات می کنه و تو هی به اونها اهمیت می دی اونها هم تو رو مال خودشون می کنن