X
تبلیغات
رایتل

روزهای زندگی
زندگیم را دوست دارم 
قالب وبلاگ

دیگر یاد گرفته بود.

میتوانست کوه درد و غمی که قلبش را میفشرد، پنهان کند. میتوانست لبخند بزند. میتوانست خودش را شاد نشان دهد. میتوانست با بقیه بگوید و بخندد و لودگی کند. یاد گرفته بود دلیلی ندارد ناراحتیش را کسی بفهمد؛ حتی نزدیکترین دوستش. فهمیده بود کم پیدا میشوند آدمهایی که غم و غصه هایت را بعدها نکوبند توی سر خودت. ترجیح داده بود تنها باشد و با غمها و غصه هایش تنهایی دست و پنجه نرم کند تا خود را از نگاه ترحم آمیز و طعنه آمیز و حرفهای تکراری و عاقل اندر سفیه دیگران حفظ کند. یاد گرفته بود تظاهر کند. نقش بازی کند. نقش یک آدم خوشحال، یک آدم خوب، یک آدم بی توقع، یک آدم قوی. یک آدم بی درد...یکی که سنگ صبور همه هست. یک پشتیبان.

به قول عزیزی، یاد گرفته بود از ته دل بی صدا فریاد بزند و همچنان، لبخند به لب داشته باشد...

تظاهر کردن را خوب یاد گرفته بود. مثل زودپزی که از بیرون آرام اش میبینی  و از درون....

[ یکشنبه 23 شهریور‌ماه سال 1393 ] [ 09:15 ] [ سرباز ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 72077